تبليغاتX
بهترين داستانهای کوتاه من
قصه راه فراری برای رسیدن به آرزوهای ناکام است.

 

 

داستان:

 

« مترسک ها گناه دارند؟ »

اثر: محمدحسین جدیدی نژاد

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 2:41 بعد از ظهر  توسط محمد حسين جديدي نژاد  | 

 داستان :

 

 

انگشت بزن

یا

خونی در لابه لای موهای طلایی یک دختر

 

 از: خودم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط محمد حسين جديدي نژاد  | 

دوستان عزیزم سلام

امیدوارم حالتان خوب باشد.

راستش مدتی است که دارم با خودم می جنگم. دلم می خواهد خود خود خودم را بیابم.

دلم می خواهد طوری خودم را بشناسم که بتوانم به کسی بگویم به من اعتماد کن.

تمام این مدت آمدید و نظر دادید.

این گل را تقدیم می کنم به شما

تقریبا دیگر میل ها و... را چک نمی کنم بنابراین اگر کار مهمی داشتید می توانید شماره موبایلم را از قسمت اطلاعات مدیر وبلاگ-گوشه و بالای وبلاگ-بردارید و با من تماس بگیرید.

دعا کنید که خودم را بیابم و گذشته را فراموش کنم. ببخشم و بخشیده شوم.

دعا کنید بتوانم خودم را بیابم.سخت است اما می توانم. 

می جنگم تا بیابم خودم را.

فراموشم نکنید چون فراموشتان نمی کنم.

به زودی می آیم و جدیدی جدید را به شما معرفی می کنم.

کمتر از دوماه طول می کشد. قول می دهم.

دوستتان دارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط محمد حسين جديدي نژاد  | 

داستان 

 

  

 " تو قاتل من "

از : خودم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 6:1 بعد از ظهر  توسط محمد حسين جديدي نژاد  |